![]() |
![]() |
|
| وبلاگ غرجستان در زمینه های اجتماعی، سیاسی، مذهبی و اقتصادی اقدام به نشر مقالات می نماید. |
|
سیاست ملیشه سازی در جنوب و جنوب شرق؛ سیاست یک بام دو هوا! در این اواخر تشکیل گروه شبه نظامی موسوم به "اربکی" یا "ملیشه سازی" در مناطق جنوب و جنوب شرق بویژه در ساحات مرزی و سرحدی با پاکستان بر سر زبانها افتاده است. این موضوع بعد از اظهارات برخی قوماندانان نیروی خارجی بخصوص انگلیسیها و موافقت تلویحی آمریکائیها موجی از اعتراض و انتقاد را نسبت به این سیاست بر انگیخت. دولت انگلیس از چندین سال پیش بدینسو از راههای مختلف سعی دارد که زمینه بازگشت مجدد طالبان را تحت عنوان "طالبان میانهرو" و " ملیشههای قومی" در بدنه حاکمیت فعلی را فراهم سازد و این امر با توجه به ناکامی نیروهای خارجی در مبارزه با تروریسم در افغانستان و پاکستان بیش از گذشته گزینه مورد انتخاب سیاستمداران و افسران کشورهای غربی نیز تلقی می گردد. آمریکا که زمان مخالف سرسخت سیاست ملیشهسازی تلقی میگردید، در حال حاضر یکی از حمایت کنندگان این طرح با هدف رهایی از جنگ فرسایشی و پذیرش نوع محترمانه شکست سیاست آهنین نظامیگری میباشد. طرح گفتگویی سازش با طالبان و زمینهسازی روانی برای تحقق و پذیرش این پروسه توسط کشورهای خارجی، در راستای موقعیت بخشی بهتر به طالبان و مخالفان دولت کابل میباشد که ملیشه سازی و توزیع سلاح در مناطق جنوب و جنوب شرقی با این ایده در حال تکوین است. به گزارش روزنامه " وال سترت ژورنال" کاخ سفید در سیاست خویش در مورد جنگ افغانستان تجدید نظر نموده و خواستار نقش فعال ایالات متحده آمریکا در مذاکره با طالبان تحت قیادت دولت کابل میباشد. از سوی دیگر ملیشهسازی نیز از منظر آمریکائیها دور نمانده و به عنوان اعطای یک امتیاز برجسته به طالبان مورد توافق تلویحی آنان قرار دارند. آزموده را آزمودن خطاست! سیاست ملیشه سازی و مسلح کردن گروههای قومی در گذشته بارها مورد آزمون و تجربه قرار گرفته است. از زمان اشغال افغانستان توسط شوروی سابق تا زمان تسلط گروه طالبان بر کابل این پالیسی از سوی کشورهای مختلف و متعدد با هدف تأمین خواستهها و منافع خویش در افغانستان مورد تجربه عملی قرار گرفته است. بسیاری از چالشهای موجود کنونی محصول و میراث ماندگار و سیاه آن زمان تلقی میگردد که کشور را بر اساس گروههای قومی به چهار قطب مخالف تقسیم کرده بود که در هر قطب افراد با قطع نظر از گرایشهای ایدئولوژیکی، در اطراف طناب پوسیده قومی به مصاف همدیگر رفته بود چنانکه دفاع و حمایت لائیکترین افراد پشتون در سراسر دنیا در زمان حاکمیت رژیم طالبان؛ از قبیل انور الحق احدی، اشرف غنی احمد زی، حامد کرزی و ...و گردهم آمدن خلقیها، پرچمیها، سلفیها و دیوبندیها در زیر بیرق سفید تحریک طالبان و حکومت به شدت متعصب و متحجر آن در این راستا قابل تفسیر و توجیه است. در قطب تاجیکها، هزارهها و ازبکها نیز این ویژگی با مراتب قوت و ضعف خود دیده میشد. آزمون عملی ملیشه سازی و مسلح کردن گروههای خاصی از جامعه موجب مشکلات بزرگتر از منافع آن برای افغانستان خواهد گردید. ممکن است همین ملیشهها بعد از مدتی بزرگترین نیروی مخالف دولتی را تشکیل دهند و علیه دولت به حملات تخریبی دست بزنند و قوام دولت را متزلزل از آنچه که هست متزلزتر سازند. نمونه کوچک این سیاست چند سال قبل در ولایت هلمند توسط انگلیسیها با توافق متنفذان و ریش سفیدان این دیار به مرحله آزمون عملی گذاشته شد که چه نتایج منفی و پیامد زیانباری را متوجه دولت مرکزی نمود و دولت مرکزی ناگزیر گردید که بعد از چند سال سکوت برای بازپسگیری این ولایت از دست طالبان و القاعده اقدام کند و هزینه سنگینی را در این راه پرداخت کند و همین امر سبب شد که دولت کابل از سر استیصال دو نماینده انگلیسی تبار سازمان ملل را که دلال سیاسی این معامله بودند؛ از افغانستان اخراج نماید. ملیشهسازی سیاست یک بام و دو هوا! ملیشه سازی در جنوب و جنوب شرق پارادوکس است که سیاست مداران کابل و حامیان خارجی آن دچار آن گردیده اند. از یکطرف بعد از سقوط رژیم طالبان نهادی برای خلع سلاح افرادی خارج از چوکات اردو و پلیس ملی، تشکیل گردید (DDR ). این نهاد بیشترین موفقیت را در خلع سلاح مناطق خاصی افغانستان که طالبان و هواداران آنها کمتر نفوذ داشتند، بدست آورد و مردم این ساحات از این طرح به خوبی استقبال کردند. آرامش و امنیت که اکنون در مناطق هزراهجات و شمال کشور حاکم است، مرهون این استقبال میباشد و مردم این مناطق ثابت کردند که بدنبال یک زندگی مسالمت آمیز و خارج از نزاعهای مسلحانه گروهی، قومی و اعتقادی میباشند. نهاد DDR کمترین موفقیت را در مناطق جنوب و جنوب شرق داشتند و این امر زمینه ناامنی و بد امنی و گسترش آن تا مرکز کشور ( کابل) را بدنبال داشت. ظن قوی آن است که عدم خلع سلاح مناطق متذکره عمدا و بر اساس پالیسی خاصی برخی از سران حکومت کابل در سایه سکوت یا موافقت ضمنی نیروهای خارجی به خصوص آمریکا صورت گرفته است و هدف بعدی کرسی نشینان کابل استفاده ابزاری از این سوژه (مسلح بودن مردم جنوب و جنوب شرق) به عنوان اهرم فشار بر سایر اقوام کشور تلقی میگردید که در تشکیل کابینه سه مرحلهای بعد از اجلاس بن تا زمان تشکیل مجلس شورای ملی و تغییرات بعدی این امر کاملا هویدا است که آخرین تغییرات صورت گرفته به نحو برجسته این ظن را تقویت و تز انحصار قدرت در دست یک تبار را تأیید میکند. از سوی دیگر بیش از 60 درصد کمکهای خارجی در همین مناطق نا امن هزینه گردیده است و مناطق هزارهجات و شمال کشور که زمینه باسازی و فعالیت عمرانی در آن ها بیش از مناطق دیگر وجود دارد، کاملا به نحو عامدانه مورد فراموشی جامعه جهانی و حکومت کابل قرار گرفته است. چنانکه والی بامیان خانم سرابی چند سال قبل به این مطلب اشاره کرده و چنین گفته بود "بروید نا امنی ایجاد کنید تا دنیا و حکومت کابل به شما توجه نمایند" و حد اقل بخشی از کمکهای جهانی به این مناطق سوق داده شود. نتیجه از مطالب بالا میتوان به این نتیجه رسید که سیاست "ملیشه سازی"، یک سیاست مبهم، خطرناک و بسان زخم ناسور برای حاکمیت فعلی افغانستان و وحدت ملی این کشور تلقی می گردد. قطعا همین "ملیشهها" بعدا درد سر بزرگی برای حکومت مرکزی ایجاد خواهد کرد. از سوی دیگر در قطبهای سه گانه دیگر، اقوام و تبارهای غیر پشتون با گذشت هر روز و آشکار شدن سیاست انحصار طلبی قومی احساس نا امنی نموده و درصدد جبران اشتباهات گذشته خویش برآمده و دست به "ملیشه سازی" در برابر جنوب و جنوب شرق و سیاست پردازان آنها خواهند زد که این امر متأسفانه افغانستان را به گذشته تاریک و جنگهای کور داخلی قومی و گروهی و از هم پاشی وحدت ملی سوق خواهد داد. بنابراین وظیفه مسؤولان و زمامداران به خصوص شخص رئیس جمهور به عنوان عالیترین مسؤول و شخص اول کشور ایجاب مینماید که برای حفظ آرامش و تحکیم امنیت سراسری و تحکیم وحدت ملی دست از این سیاست برداشته و زمینه مسابقه "ملیشه سازی" را در افغانستان هموار نسازند که عواقب خطرناک و برایند منفی این سیاست متوجه کسانی است که باعث این مسابقه بد یمن میگردند و میبایست خویشتن را در پیشگاه خدا و مردم افغانستان سر افگنده و رسوا نسازند. 12 عقرب 1387 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 20:40 توسط : توسلی غرجستانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بنام آفریننده اندیشه ها
توانا بود هر که دانا بود زدانش دل پیر برنا بود دوستان عزیز سلام! امیدواریم اندیشه سبزتان همیشه سبز باشد و رازیانه افکار تان همیشه مروارید وار در حال رستن و تکامل، قدم تان را به این وبلاگ گرامی میداریم. سعی ما در صفحات مجازی جادوی" وبلاگ نویسی" نه سرگرمی تنها بلکه باهدف ارایه اطلاعات مفید ( تا جای که توان داشته باشیم) در زمینه های مختلف ( اجتماعی، تاریخی، دینی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی) می باشد که در تدوام این کار به دیدگاه های عالمانه و منصفانه شما نیاز داریم تا با لطف خود اشتباهات ما را تذکرداده و از نقطه نظرات مفید شما در بهینه سازی کیفیت و کمیت مطالب استفاده خواهیم کرد. « استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع و نام نویسنده آزاد است» |
|
آرشیوی موضوعی مقالات |
|
1- دینی،مذهبی،فرهنگی (11) 2- اقتصادی (13) 3- سیاسی-اجتماعی(27) 4- پارلمان و رئیس جمهور(5) 5- زن، جامعه و اسلام(5) 6-آمریکا-اسرائیل، حزب الله، خاورمیانه و تروریزم(9) |
|
RSS
|