تبليغاتX
غرجستان - سرنوشت
وبلاگ غرجستان در زمینه های اجتماعی، سیاسی، مذهبی و اقتصادی اقدام به نشر مقالات می نماید.

سرنوشت پریشان هزاره ها!

از امیر عبدالرحمن خان تا جلالتمآب حامد کرزی

وقت تاریخ افغانستان یا " اوغان ستان" را ورق می زنیم به نکات برجسته و متمایز از سایر جهات بر می خوریم که در سرنوشت مردم افغانستان بخصوص هزاره ها نقش کلیدی و تعیین کننده دارند. البته ممکن است در بدو امر چنین به نظر برسد که در شرایط کنونی طرح مباحث تاریخی و ظلمهای ناشی از حاکمیت استبداد فاشیزم قومی و تسری و ارتباط دادن آن با مشکلات و معضلات کنونی کاری درستی نباشد؛ اما دقت در روند وقایع کنونی کشور از جمله هجوم کوچی های طالب با پرچمهای سفید به هزاره جات و رویه معمول کرسی نشینان کابل ما را نخواسته به گذشته های نه چندان دور سوق می دهند. آنگهی تاریخ جامعه و ملت ها بذاته ارزش کنکاش را ندارند بلکه آنچه حایز اهمیت است درس و عبرت است که باید از آن آموخت و آینده را بر اساس تجربه های ناشی از آن بنا کرد و ساخت!

 بعد از حادثه یازده سپتامبر و سقوط حاکمیت سیاه طالبانیسم و تصویب قانون اساسی و تشکیل نهادهای قانونی از طریق دموکراسی ( ولو ظاهری) امید می رفت که مردم افغانستان فصل نوینی در زندگی اجتماعی خود تجربه کنند و بنیان ملت سازی بر اساس منافع عالی ملی به منصه ظهور برسد، اما متأسفانه با گذشت شش سال از روند جاری کنونی، تا هنوز هیچگونه اقدام عملی در راستای محو ستمگری فاشیزم قومی و اجرای عدالت اجتماعی میان تمام اقوام و اتباع کشور به طرز برابر صورت نگرفته است! بلکه تداوم ظلم و ستم پیشگی فاشیسم قومی « پشتونوالی» با رنگ و لعاب مدرن و تحت عنوان حاکمیت ملی از طریق آرای مردم، ارزشهای پذیرفته شده حقوق شهروندی، آزادیهای مدنی و دموکراسی، بیش از پیش نمایان می گردد!

کرسی نشنیان کابل برای مناطق محروم کشور بخصوص برای مناطق که اقوام پشتون حضور فیزیکی ندارند، از جمله مناطق مرکزی (هزارستان) با توجه به وعده های که در اوائل حاکمیت خود داده بودند؛ تا هنوز چه کاری قابل توجهی جهت محرومیت زدایی و رفع ستم تاریخی و اجرای عدالت اجتماعی انجام داده اند؟ بلکه بر عکس با سوء استفاده از حسن نیت مردم و یا سادگی رهبران آنان کم کم همان ظلمهای تاریخی گذشته را به شکل مدرن آن به نمایش می گذارند! هزارستان در طول این شش سال که از حاکمیت نیم بند پرزیدینت کرزی می گذرد از جمله امن ترین مناطق کشور به حساب می آیند و گروه های مسلح آن بدون کدام مقاومت و امتیازگیری تمام اسلحه های خود را تحویل اداره کرزی داده اند و به خواسته های کسانی که مدعی رهبری این مردم اند پاسخ مثبت داده و در راستای بسط حاکمیت کابل تلاش ورزیدند. اما هجوم وحشیانه "کوچی های طالب" به مناطق مرکزی از جمله بهسود و مسلح بودن و مسلح شدن آنان توسط عده ای از بدنه حکومت و سفارشات مکرر نماینده های دولت در ولایت میدان به ولسوالهای حصه اول و دوم بهسود مبنی بر حفظ امنیت جانی و مالی "کوچی ها" علیرغم ستمگری های بیش از حد کوچی های طالب بر مردم بی دفاع هزاره، آتش زدن کشتزارها، خانه ها و کوچ اجباری و آوارگی تحمیلی مردم آن ساحه چنان که مکررا توسط نهادهای بی طرف تأئید گردیده اند؛ نشان دهنده نیات شوم حاکمان کابل تلقی می گردد. چنانکه سکوت رئیس جمهور در برابر تقاضای بحق مردم مبنی بر حل مشکلات آنان از طریق مسالمت آمیز و ندادن جواب قناعت بخش از طرف مقام ریاست جمهوری و دستگاه های ذیربط، انسان را به یاد نیات مکنون در ضمیر امیر عبد الرحمن خان می اندازد که نکند در ضمیر مکنون کرسی نشینان کابل نیز این نیات خلجان می کنند!.       

با توجه به آنچه اشاره گردید، فصل جاری تداوم فصول گذشته ای است که تهداب آن توسط امیر جابر عبدالرحمن خان گذشته شده و اینک توسط جانشینان آنان با همان ایده و انگیزه با شکل و قالب مدرن این بار توسط "کوچی های طالب" با حمایت سیستماتیک طالبان نیکتای بگردن کابل و حامیان خارجی آنان صورت می گیرد!

 برای مزید اطلاع خوانندگان گرامی، تذکر به مردم هزاره و مدعیان رهبری این قوم؛ اینک گزاره های از تاریخ نحوه ورود کوچی ها به هزارستان و اشغال آن، ظلم تاریخی حاکمان وقت و اعتماد بیش از حد رهبران مردم هزاره به کرسی نشینان را، از لابلای تاریخ می آوریم تا ثابت سازیم که تاریخ در حال تکرار است! به تعبیری دیگر " تفنگ از دست مینداز که جنگ است هنوز"!

 غصب املاک مردم هزاره توسط کوچی ها و افغانها با دستور عبدالرحمن خان

آنچه از تاریخ بدست می آید این است که عبد الرحمن خان جابر، اشغال و تصرف زمینها و املاک هزاره ها را یک وظیفه ملی برای قوم پشتون قلمداد می کرد و آن را " امر مکنون خاطر والای ضمیر منیر" خود می دانست و گاه با توجیهات مضحک به آن رنگ و بوی قانونی می داد و افراد که در این امر شرکت نکرده بودند مورد سر زنش وی قرار می گرفت! چنانکه در یکی از نامه های خود خطاب به قوم درانی اینگونه می نویسد: 

« شكايت سردار عبدالقدوس خان از جاي است كه مردم دراني صد هزار خانوار اند و پنج صد الی شش صد تن از راه ايليت و قومي در هزاره جات رفته باقي همه در خانه های خود نشسته اند و اگر چنان چه مردمی بودند و غيرت قومی داشتند از دو خانه يك نفر كمر نبرد به معاونت دولت مي بستند همانا پنجاه هزار مرد جرار مي شدند كه دمار از روز گار اشرار هزاره كشيده و جود ايشان را از مملكت افغانستان نيست و نابود مي كردند و از امر مكنون خاطر والا كه پيشنهاد ضمير منير دارد و مي خواهد كه اراضی و املاک هزاره را به مردم درانی بدهد؛ آگاه مي شدند زيرا كه دولت انگليس قدم تصرف پيش نهاده و جبل كوژک را شكافته و موضع چمن را كه خاک طايفه ی اچكزايی از مردم درانی است عمارت كرده محل اقامت قرار داده است كه اين تصرف و تصاحب دولت مذكوره سر زمين مردم اچكزايی را، باعث پايمالی مردم درانی است پس در وقتی از پای مالی مأمون و محفوظ خواهند گشت كه املاک هزاره را صاحب و قابض شوند و اكنون مردم درانی بر بستر غفلت خوابيده خير و شر و نفع و ضرر خود را نيک نمی دانند .» [1]

بعد از اشغال اراضی مردم هزاره توسط افغانها و کوچی های بیابانگرد مسؤولين محلی و گماشتگان امير جابر با مشاهده جنايات آنان و تشويق آنان بر استمرار عمل مزبور، خود مجری سياست مرموز و آشكار امير ستمگر گردیدند. متأسفانه مولوی های درباری و دین بدنیا فروشان که در هر زمان کم نیستند بر ستمگریهای امیر جابر و افغان های اشغالگر صبغه مذهبی بخشیده و خشم و غیظ جاهلان اقوام پشتون را به غلیان در می آوردند. چنانکه مير احمد خان يكی از مولوی های دربار امير، در تكفير نامه ی كه در سرتاسر افغانستان و خطاب به اقوام افغان منتشر شد مي نويسد و به مهر پادشاهي نيز مي رساند، كه « سر كار اعلي در قلع و قمع بنياد اين بی دينان كه اثر از ايشان در آن محال و خلال جبال نماند و املاک ايشان در بين اقوام غلجايي و درانی تقسيم شود چنين سر رشته و تجويز فرمودند كه سپاه نصرت پناه نظامي و الوسي از هر سمت و جانب مملكت دولت خداداد آن چنان در خاک طايفه باغيه هزاره جات  جمع شوند كه نفری از آن طايف گمراهان جان به سلامت نبرد.»[2]

    اقدامات امیر ستمگر بعد از سرکوبی هزاره ها

بعد از سركوبي قيام هزاره جات و استقرار نيروهاي مسلح امير كابل، ماليات مختلف بر هزاره ها با هدف نابودی، آوارگی و تملک اراضی و املاک آنان تحميل شد از جمله:

الف- ماليات بر نفوس؛ سالانه از هر نفر دو قران ماليات اخذ می شد كه اين مبلغ بعدا به چهار قران افزايش يافت كه اكثر مردم توان پرداخت آن را نداشتند.

ب- ماليات دو پولي؛ هزاره ها مجبور بودند علاوه بر ماليات بر نفوس، ماليات ديگری كه بر هر خانه وضع و تعيين گرديده بود بپردازند.

ج- ماليات ساليانه؛ ماليات فوق العاده سنگين نيز بر هزاره ها تحميل شد كه بر اساس آن هر خانوار هزاره مجبور بودند نه قران سالانه به نفع خانواده های سربازان مقتول دولتی كه در جريان اشغال هزاره جات كشته شده بودند به حكومت كابل بپردازند.

ه- ماليات اراضي و احشام؛ مأموران و گماشتگان امير براي جمع آوری ماليات از زمين داران زمين هاي آن ها را به قيد مساحت در مي آوردند و ماليات هنگفت را وضع می كردند و هم چنان برای تحصيل ماليات از مالداران تعداد حيوانات را تعيين و ماليات آن ها را وصول می كردند.

ماليات زمين به گونه ی وضع شده بود كه نصف تمام محصولات بنام ماليه اخذ می شد حتی از آسياب آبی ماليات به نام «آسياب پولی» گرفته می شد.

تحميل ماليات سنگين بر هزاره ها و اجبار آن ها در پرداخت ماليات مذكور، سبب شد  كه هزاره نتوانند ماليات را يک جا و نقدا بپردازند برای اين كه از شر مأموران امير خون آشام در امان باشند به راه های ذيل رو آوردند:  

 الف. عده ي كثيری از آنان با ترک زمين و خانه های خود، راه مهاجرت به كشور های همسايه را پيش گرفتند. چنان كه عده از همين مهاجرين در كشورهای همجوار ايران و پاكستان آمدند و تابعيت اين كشور ها را اخذ كردند.

ب. آن عده ی كه در ساحات محل زيست خود باقي ماندند براي تأديه ماليات جديد، از روی ناچاری  زمين، باغ ها و حيوانات  خود را بفروش رسانيدند . مشتريان هم افغان هاي بودند كه امير ستم پيشه كرارا با آن ها در مورد تملک و اخذ اراضي و دارايی مردم هزاره سخن گفته بود، چنين موقعيتی برای آن ها فرصت استثنايی بحساب می آمد. دولت عبد الرحمان خان که می بایست حامی حقوق و نوامیس مردم باشد، برای تأمین مالیات و تأديه آن كه خود بر جامعه هزاره وضع كرده بود چنین فرمانی را صادر كرد كه:

« اگر مردم شيعه بخواهند زن و دختر و پسر خود را بفروشند به سجل ‹ثبت› و مهر قاضي و حاكم هر قدر كه كاركنان دولت مي خواهند غلام و كنيز خريده  ده يک بهای آن را ‹ به عنوان ماليات › محصول به دولت بدهند.»[3]

ج. مأموران جمع آوري ماليات آن چنان خشن و ستمگر بودند كه مردم براي حفظ جان خود، علاوه بر ماليات تعيين شده و تأمين مخارج مأموران و تهيه علوفه براي اسب های آن ها، مجبور بودن مبالغی هنگفت را به آنان رشوه دهند.

چه بسيار از اموال مردم به بهانه ی گرفتن ماليات به زور از آن ها گرفته شد كه صاحبان اموال نتوانستند از حق خويش در مقابل عمال امير و كوچی های افغان دفاع كنند.

این بود بخشی از ستمگریهای که بر مردم مظلوم هزاره در گذشته انجام شده است و هم اکنون این سناریو با سکوت رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان و هیئت حاکمه وی که در واقع نوع حمایت از اعمال مجرمانه طالبان کوچی است در هزاره جات در حال تکرار است.! 

پس جناب رئیس جمهور!

 مردم ما تو را به عنوان رئیس جمهور خود می دانند و در راه بسط حاکمیت ملی دولت تحت اداره شما نهایت تلاش شان را مبذول داشته اند آیا پاداش شما به این مردم، آوارگی از خانه و کاشانه خود، سوزاندن مزارع، باغات و خانه های شان می باشد؟

جناب رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان!

هیئت منتخب شما با توجه به ملاحظه که به نحوه ترکیب آن از جانب مردم هزاره وارد است، نتوانست بر اثر فشار کوچی های مسلح از مناطق آسیب دیده بازدید نمایند و خسارات وارده را بررسی کنند و بدون کدام نتیجه مثبت راه کابل را در پیش گرفتند!. مردم هزاره بارها و کرارا تقاضای معقول در مورد ختم غائله بیدادگری کوچی ها از راههای مسالمت آمیز از مقام ریاست جمهوری نموده اند اما افسوس که چشم شما نیز به روی واقعیت بسته گردیده و تا هنوز کدام فیصله قطعی اعلام نگردیده است و گوشهای شما نیز از شنیدن حق و صدای مظلوم کر گردیده است؟ و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین.

جلالت مآب حامد کرزی!

شما به عنوان یک رئیس جمهور در قرن بیست و یکم تا هنوز همان مفکوره صد و بیست سال قبل امیر عبد الرحمان خان را در ضمیر خود دارید که مردم هزاره در سرزمین خود حق حیات را نداشته باشند؟ ما از شما توقع اندیشه جهانی، فرا ملیتی و فرا قومی را داریم پس چرا تا هنوز در مورد قانون اساسی که دولت را مکلف به سر وسامان دادن و اسکان کوچی ها می کند درنگ و توجهی مبذول نمی دارید؟ و انجام آن را از امروز به فردا و فرداها موکول می سازید؟

جناب رئیس جمهور!

ما نمی خواهیم اسم شما را در ردیف حاکمان ستم پیشه و جابر در اوراق تاریخ ثبت تاریخ کشور ببینیم و امید است با درایت و عنایت جناب عالی اگر در توان و حیطه اختیارات شماست پریشانی تحمیلی تاریخی را از مردم ما بردارید و بیش از این بر این قوم پریشان، پریشانی تحمیل نگردد.



   -[1] ملا فیض محمد کاتب، سراج التواريخ ج3 قسمت اول/ 609 و میر محمد صدیق فرهنگ،  افغانستان در پنج قرن اخيرج1/611    

[2] - سراج التواريخ ج3 قسمت اول/ 609

[3] - سراج التواريخ ج3/739، افغانستان در پنج قرن اخير/403

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 10:12  توسط : توسلی غرجستانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بنام آفریننده اندیشه ها
توانا بود هر که دانا بود
زدانش دل پیر برنا بود
دوستان عزیز سلام! امیدواریم اندیشه سبزتان همیشه سبز باشد و رازیانه افکار تان همیشه مروارید وار در حال رستن و تکامل، قدم تان را به این وبلاگ گرامی میداریم. سعی ما در صفحات مجازی جادوی" وبلاگ نویسی" نه سرگرمی تنها بلکه باهدف ارایه اطلاعات مفید ( تا جای که توان داشته باشیم) در زمینه های مختلف ( اجتماعی، تاریخی، دینی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی) می باشد که در تدوام این کار به دیدگاه های عالمانه و منصفانه شما نیاز داریم تا با لطف خود اشتباهات ما را تذکرداده و از نقطه نظرات مفید شما در بهینه سازی کیفیت و کمیت مطالب استفاده خواهیم کرد.

« استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع و نام نویسنده آزاد است»

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384

آرشیوی موضوعی مقالات

1- دینی،مذهبی،فرهنگی (11)
2- اقتصادی (13)
3- سیاسی-اجتماعی(27)
4- پارلمان و رئیس جمهور(5)
5- زن، جامعه و اسلام(5)
6-آمریکا-اسرائیل، حزب الله، خاورمیانه و تروریزم(9)
پیوندها
فهرست مقالات وبلاگ غرجستان
دانشگاه کاتب
شهید صادقی
هزاره پرس
روزنامه 8 صبح
سایت سمنگان
سایت کاتب هزاره
شبکه قرآنی انترنتی افغانستان
وزارت عدلیه
سایت گشایش
بسوی عدالت
شبکه اطلاع رسانی افغانستان
بابه مزاری
سایت آیت الله محقق کابلی
مؤسسه امام هادی
shianews
سایت وحدت
سایت افغانستان قلب آسیا
بسوی عدالت(شهید مزاری)
سایت حزب الله لبنان
سایت نگاهی نو
سایت حامد کرزی (دری)
سایت آرمان
فلسفه و سیاست
افغان کامپیوتر
دانایی توانایی
نگاهی نو
دایکندی آنلاین
علی پیام
سبز سبز
bbc برای افغانستان
شیعه چه مذهبی است؟
فصل آگاهی
افغانستان بعد از جنگ
افغانستان(سایتها و وبلاگها)
مهاجر افغانی
اسرا
اقتصاد افغانستان
نقطه الحاق
عصر اندیشه
انجمن جوانان سمنان
نویدفردا
سپاس
سایت جاغوری
دانشجویان دایکندی
ارزگان شمالی
صبحدم
حمزه واعظی
رفتنت خون در دل خورشید کرد
مسیح ارزگانی
سینمای دیدنو
نسیم ایمان
عروه الوثقی
کابل پرس
حبیب پیمان
دانشجو
کاتب هزاره
مثلث پارسی
صدای مظلومیت
ارزگان جنوبی
بانک مرکزی افغانستان
کبوتر خوان 2
سپندزار
آسمان
اخبار دایکندی
مجله اقتصاد اسلامی
فصل چهارم
داود سرخوش
kabul night
سلام
حسینی مدنی
pic
انقلاب زرد
شاخص 84
المکتبه الوقفیه
وحید پیمان
فانوس دریایی
اتحاد
آبلود
فردای روشن
شباهنگ
نوشته در خلوت
لنک باکس وبلاگهای افغانی
کویته/ رفیعی
کتابخانه دایکندی
گفتمان روشنایی
چشمه ریگی
هزاره پیوند
سایت جامع متخصصان
حامیان بشردوست
بوستان سخن
حکمت سرا
جامعه المصطفی
نصر آنلاین
زابلستان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

cerebral palsy