بالاخره بعد از روزها و ماهها درست چند روز قبل از برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری، کمیسیون مستقل انتخابات جناب آقای کرزی را به عنوان رییس جمهور افغانستان اعلام کرد. قطع نظر از مشکلات حقوقی که این امر داشت، بعد از ابطال برخی آرا توسط کمیسیون سمع شکایات انتخابات و سقوط آرای کرزی به زیر 50 درصد طبق قانون می‌بایست انتخابات مجدد بین دو نامزد پیشتاز ریاست جمهوری برگزار می‌گردید که بعد از انصراف ابهام برانگیز عبدالله از دور دوم رقابت با حامد کرزی، کرزی به عنوان رییس جمهور توسط کمیسیون مستقل انتخابات اعلام گردید.

چرا عبدالله انصراف داد؟

هرچند برخی از تحلیل گران معتقدند انصراف آقای عبدالله از رفتن به دور دوم انتخابات براساس زد و بند سیاسی و بده بستان متعارف در وادی سیاست صورت گرفته است؛ اما گویا عبدالله عبدالله با این ترفند چند هدف را مطمح نظر قرار داده که عبارتند از:

 1) حفظ پرستیژ و موقعیت اجتماعی به عنوان یک رهبر اپوزیسیون دولت مرکزی و جلب نظر برخی از احزاب پرطمطراق اما بی ریشه سایر ملیت‌ها؛

2) فرار از شکست سنگین در دور دوم انخابات از رقیب اصلی؛

 3) انگ عدم مشروعیت سیاسی- اجتماعی دولت حامد کرزی و تحت فشار قرار دادن آن به خاطر اخذ امتیاز سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و گماشتن افراد وفادار و وابسته خویش در مناصب حکومتی؛

4) جلب توجه قدرت‌های خارجی و بازیگران بین المللی و استفاده از این موقف در انتخابات آینده ریاست جمهوری و شورای ملی.

به هرحال آقای عبدالله با انصراف خود عدم اعتقاد به دموکراسی و مردم سالاری را نشان داد و نتوانست شکست یا پیروزی که لازمه هر انتخاب آزاد و منصفانه است، تجربه نماید و با هدف رسیدن به خواسته‌های مورد نظر و مانور عدم مشروعیت دولت کرزی و شانتاژهای تبلیغاتی بر روی آن، زمینه سوء استفاده از دموکراسی را فرهم نمود.

چرا کرزی روزهای دشواری خواهد داشت؟

اما روی دیگر این سکه؛ یعنی برنده اعلام شدن آقای کرزی توسط کمیسیون انتخابات در چنین شرایط و اوضاع و احوال روزهای سخت و دشواری را در برابر کرزی قرار داده است. مشکلات و مسایلی که آقای کرزی در دور دوم ریاست خود بر قصر گلخانه با آن دست و پنجه نرم می‌کند عبارتند از:

1) وجود فساد گسترده و عمیق در بدنه اداره‌ای که کرزی هشت سال ریاست آن را بر عهده داشته و تسری این مرض مزمن تا اعماق لایه‌های زیرین این حکومت در ولایات و مناطق مختلف؛

 2) بحران عدم اعتماد عمومی  و ملی و در نتیجه عدم مشروعیت سیاسی به عنوان یک زمامدار مردم محور، که مهمترین نشانه این عدم مشروعیت حضور اندک (38 درصدی) مردم در پای صندوق‌های رأی می‌باشد؛

3) عمل به تعهدات و قول و قرارهای که با رهبران احزاب و ملیت‌های مختلف داشته است؛ یکی دیگر از چالش‌های عمده فراروی کرزی می‌باشد چه اینکه عدم توجه به خواسته‌ها و عمل به وعده‌های داده شده، وی را در آستانه مشکل دیگر با متحدان امروزی روبرو خواهد کرد؛

4) طالبان و برخی کشورهای دیگر نیز به مثابه اهرم فشار فزاینده بر سرنوشت‌ ماه‌ها و سال‌های آینده کرزی تأثیرگذار می‌باشند که در صورت عدم توجه به خواسته‌های آنان، حکومت لرزان کرزی بیش از گذشته متزلزل خواهد گردید؛

 5) عدم کارنامه درخشان در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی طی چند سال گذشته و عدم مدیریت درست کمک‌های خارجی و بوروکراسی فزاینده و رو به تزاید در زمینه‌های فوق، یک حکومت فاسد و غرق در ارتشاء و غیر کارا از حکومت چند ساله وی در اذهان داخلی و خارجی نهادینه کرده است. از این رو مهمترین و بارزترین اشکال آقای کرزی و تیم همکار از دید کشورهای ذیدخل همین مسأله می‌باشد؛

6) فشار فزاینده کشورهای غربی که هم اکنون نیروی مسلح در این کشور دارند، بر حکومت کرزی برکسی پوشیده نیست. به یقین دولت کرزی بدون حمایت مادی و معنوی این کشورها در قبال مشکلات فوق موفق به انجام هیچ کاری نخواهد شد و تنها از خود یک کارنامه تاریک در این برهه به یادگار خواهد گذاشت. از سوی دیگر تلاش برای کسب موضع مثبت این کشورها و توجه به خواسته‌های قانونی و غیر قانونی آنها دولت را با مشکل دیگر روبرو خواهد کرد؛

7) انتخاب تیم همکار در این برهه نیز از مشکلات و دشواری‌های پیش روی کرزی خواهد بود. چه اینکه انتخاب افراد به حیث وزیر کابینه و عضو اداره کرزی از چند بعد حایز اهمیت خواهد بود:

الف. افراد و اشخاصی به عنوان همکار انتخاب گردد که دارای صلاحیت علمی، کارآیی، تعهد و وطن دوستی باشند. فصل مشترک همه آنها خدمت به مملکت و مردم این خطه باشد نه دستیازیدن به ثروت و مکنت و انتقال آن به بانک‌های خارج. 

ب. علاوه بر مورد قبل، تلاش گردد از سعه وجودی همه اقوام و ملیت‌ها در کابینه با لحاظ نمودن ویژگی‌های فوق استفاده گردد. چه اینکه در شرایط متزلزل کنونی عدم توجه به این امر مشکل‌ساز خواهد بود.

ج. انتخاب سایر همکاران چه در وزارتخانه‌ها و چه در ولایات با نورم اخلاقی و بدور از ارتشاء و تیکه‌داری انتخاب گردد. عملکرد مثلا یک والی از دید توده مردم عملکرد دولت به حساب می‌آید چه آنکه والی و حاکم هر منطقه نماینده قانونی و ممثل اراده حکومت بر مردم تلقی می‌گردد.

و سخن آخر اینکه...

دولت و شخص کرزی در صورت این روزهای سخت و عقبه‌های کمرشکن را با موفقیت پشت سر خواهد گذاشت که با توجه با ناکامی‌های گذشته آینده را مد نظر قرار داده و تلاش مضاعف نماید تا مشکلات فوق با درایت و شایستگی همکاران برطرف گردیده و کارنامه درخشانی بعد از پنج سال دیگر به مردم و تاریخ این مرزو بوم ارایه گردد. چه آنکه اگر مثل امروزها تازه اتهام فساد به برخی از وزراء و همکاران بعد از پنج سال مطرح ‌گردد در حالی که آنها در کشورهای خارجی به سر می‌برند، جز افسوس خوردن برگذشته تاریک و آب در آونگ کوبیدن نتیجه دیگری بدنبال نخوهد داشت.

دولت می‌بایستی از اهرم تشویق و تنبیه همکاران چه در وزارتخانه‌ها و چه در ولایات در زمان تصدی مسئولیت بهره گیرد. عزل و نصب مدیران اجرایی براساس لیاقت و کاردانی و سابقه کاری باشد نه براساس زدو بند سیاسی و بوروکراسی موجود. تا زمانی که فرهنگ تشویق مدیران پاک و موفق، تنبیه و مجازات مدیران نالایق و فساد گستر در کشور نهادینه نشود، اصلاح فساد موجود در سطوح مختلف ره به جای نخواهد برود و یقینا اگر آقای کرزی درآغاز زمامداری خویش با این دیدگاه و فرهنگ وارد بازار حاکمیت می‌گردید، امروز با کارنامه درخشان در ذهن مردم جای داشت و در تاریخ این مرزوبوم نیز برای خودش کسی بود!

و ما علینا الاالبلاغ

25 عقرب 1388