ادامه کشتار شیعیان
ادامه کشتار شیعیان یمن در سایه سکوت مجامع اسلامی و بین المللی! 
در دور ششم جنگ شیعیان یمنی (حوثیها) با دولت مستبد این کشور، معادله نزاع پیچیدهتر از پنج جنگ سابق در این کشور به نظر میرسد.
در معادله چند مجهولی جدید علاوه بر متغیرهای اصلی (دولت و شییعان یمن)، دولت و ارتش عربستان سعودی، نیروهای مخفی ارتش اردن و بعثیهای عراقی نیز بر آن افزوده شده اند. دولت اقلیت مذهبی یمن به یمن سکوت مجامع بین المللی و کشورهای اسلامی و با حمایت آشکار وهابیون عربستانی و سایر کشورهای عربی با زیر پا گذاشتن تمام معیارهای بین المللی و اسلامی دست به نسل کشی گسترده مسلمانان شمال یمن زده است. دولت یمن و ارتش عربستان برای رسیدن به اهداف پلید خود حتی از سلاحهای فسفری و ممنوعه نیز استفاده کرده اند که با روشن شدن ابعاد این موضوع بیش از گذشته باید بر این تراژیدی تأسف خورد.
البته برای کشور مثل عربستان سعودی که خود را به حیث زعیم کشورهای عربی و مسلمان و خادم الحرمین الشریفین میپندارد دخالت عریان و آشکار در یک نزاع داخلی امری بس مذموم و محکوم است ووجهه این کشور سلفی را بیش از گذشته در میان مسلمانان و آزادیخواهان جهان لکه دار خواهد ساخت.
وقتی همه چیز سیاسی شود!
متأسفانه کشورهای غیر مسلمان و مدعیان حقوق بشر و انسانی و نهادهای بین المللی در قبال این تراژیدی سکوت اختیار کرده اند و تا کنون که بیش از دوماه از این نسل کشی میگذرد هیچگونه واکنش و عکس العملی از خود نشان نداده اند، البته سکوت آنان خیلی جای تعجب نیست چون فلسفه سیاسی و حکومتی آنها بر مبنای فلسفه ماکیاولی و تقدیم منافع و مصالح فردی وکشوری بنا گردیده است. از این رو با سکوت مطلق در حوزههای رسانهای، سیاسی و اجتماعی بر این تراژیدی سرعت بخشیده اند.
اما بسی جای تعجب از کشورهای مسلمان و زمامداران مدعی پیروی از پیامبر اسلام و آورنده دین نجات بخش آن میباشد که چگونه در قبال تراژیدی مذکور سکوت کرده اند و هیچگونه واکنش عملی و سیاسی و حتی رسانهای از خود نشان نمیدهند!
شگفت از سازمان کنفرانس اسلامی و رئیس کنونی آن میباشد که در برهه حاضر تنها به نظارهگر تراژیدی یمن تبدیل شده و هیچگونه عکس العمل از خود نشان نمیدهد. مگر مسلمانهای یمن بخشی از مسلمانان دنیا محسوب نمیشود؟ سکوت این نهاد به اصطلاح اسلامی جز در سایه ننگین سیاست زدگی و به خواست عدهای از کشورهای ذیدخل در تراژیدی یمن قابل توجیه نیست.
راستی حاکمان و مدعیان رهبری سرزمینهای اسلامی این گفتار پیامبر اسلام «من سمع ینادی یا للمسلمین و لم یجبه فلیس بمسلم» را نشنیده اند که به فریاد مظلومان شمال یمن بر خیزند؟
چرا آیه شریفه قرآن که ویژگی مسلمانان را تبیین فرموده «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» توسط زمامداران و حاکمان اسلامی و جوامع مدنی به فراموشی سپرده شده است که امروز شاهد این همه جنایت و وحشیگری در ماه حرام و در سرزمین جوانههای وحی و تحکیم معارف بلندی اسلامی هستیم؟
مگر دفاع از مظلوم محدود به مردم خاص و منطقه خاص میباشد؟ اگر امروز مسلمانها در هر کوی و برزن و در هر منطقهای مورد ستم و ظلم قرار گیرند، وظیفه مسلمانی ایجاب میکند که در حد توان و رفع تکلیف الهی از آنها حمایت و دستگیری نمود. فرق نمیکند که کفار بر مسلمین ظلم و ستم روا دارند یا مسلمان بر مسلمان. پس از نظر آموزههای اسلامی هرگونه ستم و ظلم در هر قالب و شکل و در هر ناحیه و منطقهای مردود است و مطرود. فرق نمیکند که این مظلومان در غزه و لبنان باشند یا در ترکستان چین، چچن، بالکان، افغانستان و عراق وبالاخره یا در یمن باشند.
تفاوت گذاشتن بین این مظالم جز برمبنای فلسفه ماکیاولی و تقدیم اهداف سیاسی بر اهداف آرمانی و اسلامی قابل تفسیر و تحلیل نیست.
امروز سوگمندانه همهی امور بر محور سیاست و سیاست زدگی و تأمین منافع فردی و گروهی گره خورده است و دفاع از مظلومان و ستمدیدگان نیز بر محور همین امر میچرخد! چون تأمین منافع گاهی با داعیهی دفاع از مظلوم حاصل میگردد و گاهی با سکوت در برابر این مظالم و ستم.
اگر امروز سکوت رسانهای و بایکوت خبری حوادث دلخراش یمن در رسانههای بین المللی و اسلامی حاکم است، این امر بر مبنای منافع و مصالح غیر اسلامی صورت میگیرد نه براساس آموزههای دینی و اسلامی.
آیا سکوت شبکههای خبری بی بی سی، CNN، العربیه، الجزیره، العالم، Pres TV و شبکههای خبری کشورهای اسلامی را چگونه میتوان توجیه کرد؟
سکوت مجامع مذهبی و مدنی بین المللی و اسلامی را چگونه و بر چه معیاری میتوان ارزیابی و رصد کرد؟
یک سؤال بی پاسخ!
سؤالی از کشورهای مدعی حقوق بشر و مسلمان در ذهن هر فردی منصف و آزادهای مطرح میگردد که چه تفاوتی وجود دارد بین کشته شدن مروه شربینی (شهیده راه حجاب) و ندا آقا سلطان (شهیده راه آزادی!) که هردو به طور مظلومانه به قتل میرسند و اینک هر کدام در هر منطقه و قارهای نماد از مظلومیت تلقی میگردد و برای هر کدام عناوین و امتیازاتی در نظر میگیرند! (عناوین و امتیازاتی مانند فرد سال، تخصیص بورسیه تحصیلی ندا آقا سلطان و مروه شربینی در مراکز دانشگاهی و انتشار تمبر یاد بود آنان از آن جمله هستند).
راستی بین این دو فرد با سایر زنان مظلوم دنیا که مورد ستم روز افزون قرار میگیرند چه تفاوتی وجود دارد؟ این تفاوت قایل شدن و فرق گذاشتن بر چه معیار و مبنایی حقوقی و انسانی صورت میگیرد؟
آنچه که در این مورد میتوان گفت این است که این ختلافها و تفاوت گذاشتنها جز بر مبنای منافع و مصالح سیاسی و رسیدن به اهداف مورد نظر دیگر توجیهای ندارد.
فرجام سخن اینکه؛ امید است که در برهه کنونی سران و رهبران جوامع اسلامی مثل گذشته بازیچه دستان پلید بدخواهان و مستکبران به خاطر تأمین منافع حقیر و جزیی نگردند و منافع آرمانی و بلند اسلامی را در پای امیال شهوانی و سیاسی خویش قربانی نکنند و آتش جنگ و کینه و عداوت را در سرزمینهای اسلامی بیش از این شعلهور نسازند و در دفاع از مظلوم فرق بین منطقه، نژاد، کیش و آیین نگذارند؛ که در غیر این صورت باید در دادگاه عدل الهی پاسخگوی این رفتار غیر اسلامی و انسانی خویش باشند.
بنام آفریننده اندیشه ها