مزايا و معايب طرح دو روز تعطيلي در هفته

در اين اواخر شوراي وزيران جمهوري اسلامي افغانستان طرح «دو روز تعطيلي» در هفته را به تصويب رسانده و براي تأييد به مجلس شوراي ملي و شوراي علماء ارايه نمودند. در اين نوشتار به طور اختصار به مزايا و معايب اين طرح خواهيم پرداخت. هرچند در كشور ما هرطرح و برنامه‌‌ي كه مطرح شود موافقان و مخالفان دارد كه هركدام از زاويه ديد خويش بدون يك استدلال قوي و متقن و كار كارشناسي از طرح مذكور دفاع يا با آن مخالفت مي‌كنند.

مزاياي اين طرح

  1. اين طرح از ديد طراحان و پيشنهاد كنندگان آن داراي محاسن است كه مهمترين آنها عبارتند از:
    1-صرفه جويي در هزينه‌هاي دولتي؛ اگر هر روز كاري يك ميليارد افغاني براي دولت هزينه داشته باشد با تعطيلي دو روز در هفته و ساير تعطيلات، در يك سال حدود 125 ميليارد افغاني در بودجه دولت صرفه‌جويي مي‌گردد.

  2. كارمندان دولتي و ساير شركت‌ها با اين دو روز تعطيلي بهتر مي‌توانند به ساير كارهاي خويش از جمله به امور خانواده و سركشي از اقوام و ساير كارهاي عقب مانده خويش بپردازند بخصوص اينكه بيشتر مسئولان و كارمندان دولتي جزو مديران پروازي هستند يعني خانواده شان در شهر يا كشور ديگر هستند و خود در شهر و ولايت ديگر. در صورت تحقق اين طرح، با يك روز يا دو روز گرفتن رخصتي ديگر (مجموعا چهار روز) آنها مي‌توانند هر هفته از خانواده شان سركشي نمايند.   
  3. بعد از دو روز تعطيلي و تفريحات سالم و ... كارمندان با روحيه بهتر و شاداب‌تر در ادارات و وظايف محوله حاضر شده و با كارايي بهتر و بيشتر از قبل به امور مراجعه كنندگان مي‌پردازند و راندمان كار نيز بالا مي رود.
  4. افغانستان نيز از لحاظ نورم‌هاي بين المللي با تعطيلي كشورهاي پيشرفته و برخي كشورهاي اسلامي كه در هفته دو روز تعطيلي دارند هماهنگ گرديده و از لحاظ اقتصادي و بازرگاني به نفع كشور است.   

معايب طرح مزبور

اين طرح در صورتي كه به قانون تبديل  و اجرا شود معايب و مضرات بي شماري هم براي مردم و هم براي اقتصاد ملي دارد كه متأسفانه از ديد پيشنهاد كنندگان طرح مغفول مانده و يا عمدا ناديده گرفته شده است. مهمترين معايب اين طرح عبارتند از:

  1. از بُعد اقتصادي؛ كشوري مثل افغانستان كه بر اساس آمار بانك جهاني و صندوق بين المللي پول از لحاظ رفاه اقتصادي و فقر در آخرين رتبه كشورها قرار دارد، به عبارت ديگر از آخر اول است؛ براي فايق آمدن بر اين مشكلات نيازمند تلاش و كار بي‌وقفه در تمام زمينه‌ها مي‌باشد. اگر از 30 ميليون جمعيت كشور 8 ميليون آن را جزو نيروي كار فعال بدانيم و هر فرد در هر روز حد اقل 7 ساعت كار انجام دهند، مجموع تعطيلي يك روز در هفته بدون جمعه و ساير تعطيلات ديگر، در طول سال 53 روز مي‌گردد كه در مجموع در طي يكسال 2 ميليارد و 968 ميليون ساعت كار و فعاليت اقتصادي و خدماتي از صحنه سازندگي و خدماتي كشور كاسته مي‌شود. راستي اين امر از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به نفع كشور عقب مانده مثل افغانستان و مردم آن است يا به ضرر آن؟
  2. يكي از دلايل موجه اين طرح رسيدگي به امور خانواده و سر كشي از اقوام است. سئوالي كه مطرح است اين است كه با توجه به اينكه بيش از 60 درصد مردم افغانستان زير خط فقر مي‌باشند و از نبود كار و درآمد هشت شان گيرو نه شان مي‌باشند و الآن اگر كاري داشته باشند در هفته 6 روز كار مي‌كنند، نمي‌توانند هزينه زندگي خانوده شان را تأمين كنند پس اگر يك روز ديگر از كار شان كاسته شود چگونه مي‌توانند هزينه شان را تأمين كنند؟ ممكن است طراحان اين طرح بگويند كه اين دو روز تعطيلي تنها براي كارمندان دولتي است نه شركت‌ها و ماركت‌هاي بخش خصوصي. ليكن آنان نيك مي‌دانند كه اگر روزي تعطيل رسمي باشد اين تعطيلي خواه ناخواه به بخش خصوصي نيز سرايت مي‌كند و آنها نمي‌توانند كارگران خود را مجبور به انجام كار در روز تعطيل كنند در غير اين صورت علاوه بر حقوق قانوني و مصوب، حق اضافه كاري نيز به آنها پرداخت نمايند.
  3. يكي از دلايل يا توجيهات دو روز تعطيلي صرفه جويي در هزينه و بودجه دولتي مي‌باشد راستي اين دليل چقدر مضحك و خنده‌آور است! آنها نمي‌داند كه در قبال هر ساعت كار و تلاش نيروي كار ملي است كه درآمد ناخالص يا خالص ملي بدست مي‌آيد؟ اگر فرض كنيم كه توليد ناخالص ملي كشور در سال 100 ميليارد دالر باشد در قبال تعطيلي هر روز 323 ميليون دالر معادل 16 ميليارد و 150 ميليون افغاني از آن كاسته خواهد شد. كدام انسان اقتصادي و خردمند حاضر است بيش از 16 ميليارد افغاني از درآمد ملي را به خاطر صرفه جويي يك ميليارد افغاني از دست بدهد؟! پس بهتر است شوراي وزيران و رييس محترم آن روز كاري را در طول هفته به يك روز تقليل دهند كه بيشتر صرفه‌جويي در بودجه دولتي صورت گيرد!
  4. در حال حاضر به خاطر فساد اداري و عدم كارآيي نيروهاي موجود، ميانگين ساعت مفيد كار كارمندان ادارات دولتي كمتر از يك ساعت در طول روز است و مردم و ارباب رجوع از اين جهت به خاطر يك كار ساده ساعت‌ها و بلكه روزها كه از راه‌هاي دور  و نزديك آمده اند، منتظر مي‌مانند تا كارشان انجام شود. راستي اگر بر مشكلات فوق مشكل قانوني ديگري بنام تعطيلي يك روز ديگر بر آن اضافه گردد، چند درصد ديگر بر مشكلات مراجعه كنندگان افزوده مي‌شود؟
  5. علاوه بر مشكلات فوق كه بيان گرديد، اين كار تقليد و تشبه به كشورهاي غير اسلامي و كفار است كه تحمل آن براي مردم متعصب و مذهبي مثل افغانستان كاري بس دشوار و چالش برانگيز مي‌باشد. بر فرض اينكه طرح مزبور از باب تشابه سازي نباشد، كشورهاي غربي و پيشرفته به خاطر تلاش و كار فراوان توسعه يافته اند و قانون دو روز تعطيلي در هفته براي مصرف بيشتر كالاهاي توليدي شان است تا روي دست آنان نمانند اما طرح تعطيلي دو روز در هفته براي كشور ما براي مصرف بيشتر كالاهاي توليدي داخل است يا خارج؟

نويسنده‌ي در هفته نامه مشاركت ملي (16/1/89) در تعريف و تمجيد از اين طرح مي‌گويد كه اين دو روز تعطيلي بافرهنگ ما نيز سازگار است چون مدارس ديني از قديم در روزهاي پنجشنبه و جمعه تعطيل بوده اند! راستي اين نويسنده محترم چقدر قياس برهاني و دليل متقن و كارشناسانه بر اين طرح ارايه كرده است مگر مدارس ديني كارگاه توليدي و خدماتي است؟ ثانيا تعطيل بودن دروس يك نهاد فرهنگي كه وظيفه شان در اين دو روز (پنجشنبه و جمعه) تبليغ و اقامه نماز جمعه و جماعات است چه ارتباط با طرح تعطيلي تمام كارهاي رسمي كشور دارد؟ و ثالثا مگر واقعا وظيفه اصلي (تبليغ و ارشاد) اين نهاد در اين دو روز تعطيل است؟. 

فرجام سخن اينكه:

طرح تعطيلي و رخصتي دو روز در هفته در شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور بدون كار كارشناسانه و سنجش جوانب و تبعات منفي آن مي‌باشد اميد است نهادهاي قانوني بخصوص مجلس شوراي ملي با توجه به تبعات و آثار زيانبار آن، طرح مزبور را تبديل به يك قانون كمرشكن و ضد مصالح ملي ننمايند هرچند اين طرح به نفع عده‌اي از كارمندان رسمي و دولتي باشند.

با توجه به ويراني زيرساخت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، تلاش و كار دو چندان در اين برهه حساس تاريخي در كشور لازم است كه بدون تلاش و ارايه طرح‌هاي مفيد و بدون حسن انجام كار جبران عقب ماندگي كشور و سازندگي آن سال‌ها به تأخير خواهد افتاد.

البته اين سنت سيئه تاريخ كشور ماست كه زمامداران لايق و نالايق آن سعي و اهتمام شان بر عقب نگهداشتن اين مرز و بوم است و به نظر مي‌رسد عقبه طرح مزبور به اين امر بر مي‌گردد.

و سخن آخر اينكه:

ما و ليلي همسفر بوديم اندر ره عشق           او به مقصدها رسيد و ما هنوز آواره‌ايم

لينك مطلب در شبكه اطلاع رساني افغانستان

20/1/1389