آغاز سال تحصیلی 1391 و چالش‌های فراروی وزارت تحصیلات عالی!

آغاز سال تحصیلی جدید در افغانستان هر ساله همزمان است با آغاز رویش مجدد بهاری در دشت و دمن، در کوی و برزن و در گلستان و خارستان!. در بهار طبیعت رویش جوانه‌ها امید رستن درختان ارزشمند، پربازده و دارای سایه‌سار عظمت و کرامت و زمینه بهینه استفاده از مواهب طبیعی را به انسان‌ها نوید می‌دهد. اما این امر زمانی و پگاهی محقق می‌شود که باغبان با مهربانی، عطوفت و رأفت زمینه رشد این جوانه‌ها را فراهم نموده و به تمام زوایای آن باران پر منفعت و آب خوشگوار حیات بخش را به ارمغان آورد و نگذارد که دست پلید نباتات هرز و مغیلان مزاحم جلو رشد و تکامل و جوانه زدن آن‌ها را سد نماید. اگر باغبان خود از خصیصه مهربانی، احساسات لطیف، عشق به جوانه‌ها و نوجوانه‌ها در سحرگاهان و شامگاهان تهی و خالی باشد، جوانه‌های مستعد و آماده، از شادابی و برازندگی و رُستن تهی خواهد گردید و نمی‌تواند به پیرامون خود طراوت و سرزندگی و شادابی به ارمغان آورد.!

اگر بهار طبیعت و رویش جوانه‌ها و چهچه زدن قناری‌ها و رَستن و کاستن از مزبله‌ها اینگونه باشد، بهار آموزش و رویش علمی، رُستن دانش و آگاهی و دانایی به هزار و چند دلیل نیز اینگونه خواهد بود.! اینک در آغاز یک سال تحصیلی جدید نوباوگان باغستان دانش و جوانه‌های امیدستان این مرز و بوم از هر دشت و دمن و از هر کوی و برزن نگاه خود را معطوف باغبانان این گلستان نموده‌اند که شاید دست سرشار از عطوفت و مهربانی، کرامت و بزرگواری دست این نوباوگان گلستان دانش و جوانه‌های باغستان آینده این مرز و بوم را برای رشد و شکوفای هر چه بهتر و بیشتر بگیرند و نگذارند که تند باد حوادث و هرزه‌های مزاحم زمینۀ پرپر شدن آنان را فراهم نمایند، که هرگز چنین مباد.!

ضمن تبریک آغاز فصل رویش جوانه‌های علم و دانش و تکامل نوباوگان گلستان آگاهی و دانایی برای تمام هموطنان و همچنین تسلیت به مناسبت پرپر شدن یکی از گلهای زیبای این باغستان در ولسوالی جاغوری به خاطر عدم راهیابی به گلستان دانش و آگاهی و علم و دانایی، چند نکته را از باب تذکر و یاد آوری با وزیر جدید و به ظاهر پر انرژی وزارت تحصیلات عالی در میان می‌گذارم تا شاید اطرافیان ایشان این تذکر و یادآوری دوستانه را در مسمع و مرآی ایشان قرار دهند تا شاید وی در آغازین روزهای کاری خویش به دور از غوغا سالاری و زد و بند سیاسی و گروهی زمینه تحصیلات عالی نوباوگان و جوانه‌های این مرز و بوم را فراهم نموده و باغبان شایسته و سرشار از عطوفت و مهربانی برای آنان باشد.

براساس برخی گزارشها امسال از میان 160 هزار متقاضی ورود به دانشگاهها و مؤسسات تحصیلات عالی تنها 40 هزار قرار است جذب این دانشگاهها و مؤسسات شوند و بقیه نیز همانند سالهای گذشته به خیل بیکاران خواهند پیوست. امروز رسیدن به تحصیلات عالی یکی از آرزوی‌های جوانان این مرز و بوم است که در صورت عدم دستیابی به آن خود را مغبون می‌پندارند. اگر دختری بعد از دو سال ناکامی در راهیابی به دانشگاه ها و مؤسسات تحصیلات عالی خود را حلق آویز نموده و به زندگی خویش خاتمه می‌بخشد، پاسخگوی این تراژیدی چه کسی و کسانی خواهد بود.؟ آیا مسؤول مستقیم این حادثه کمکاری و عدم توجه مسؤولان تحصیلات عالی در گذشته و حال نخواهد بود.؟

آیا وزیر محترم آگاهی دارد که سویه علمی و دانشی کادرهای علمی دانشگاههای بزرگ و با سابقه کشور همچون هرات، بلخ، قندهار و ... در چه سطحی قرار دارند؟ برای اطلاع وزیر محترم به برخی از وضعیت علمی کادر علمی و اساتید این مراکز اشاره می گردد تا پوهاند صاحب حداقل  بدانند که در پوهتنون‌های ما که باید منشأ خیر و برکت، رشد و ترقی و توسعه اقتصادی کشور باشند، چه وضعیتی حاکم است.! آیا راه رسیدن به توسعه و رشد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و خود کفایی  ملی بجز از طریق گسترش سطح دانش نیروهای جوان کشور و پیشرفت علمی آنان میسر است؟

آیا متولیان امر تحصیلات عالی کشور توجه دارند که براساس کدام نورم بین المللی و آکادمیک، افراد دارای مدرک و درجه لیسانس می‌توانند در همان مقطع (لیسانس) در کرسی تدریس بنشینند.!  

اگر آنچه در وب سایت این وزارتخانه آمده گویایی تمام ماجرا و قضایا باشد، بسیار نگران کننده و مایه تأسف برای سرنوشت کشور و نوباوگان و جوانان این مرزوبوم است که هرگز چنین مباد.!

حال یک نگاهی کلی و گذرا به وضعیت علمی کادرهای پوهنتون‌های با نام و نشان دولتی چند شهر شاخص می‌اندازیم تا گپ و گفت ما بدون دلیل و مدرک تلقی نشده و متهم به شانتاژهای غیر اصولی در باب تحصیلات عالی نگردیم. 

مثلا از مجموع 276 نفر کادر علمی دانشگاه هرات تنها یک استاد دارای مدرک دکترا، 79 استاد دارای مدرک ماستری  و 196استاد دارای مدرک لیسانس هستند که سهم بانوان 7 استاد ماستر و 48 استاد لیسانس هستند.  

در دانشگاه بلخ وضعیت کادر علمی و استادان از مجموع 254 نفر بدین صورت است: 5 استاد دارای مدرک دکترا، 97 استاد دارای درجه ماستری و 152 استاد دارای مدرک لیسانس هستند که سهم اساتید خواهر 15 ماستر و 48 لیسانس هستند.

 

از مجموع 103 نفر کادر علمی و استاد دانشگاه قندهار یک استاد دارای مدرک دکترا، 24 استاد دارای درجه ماستری و 78 استاد دارای درجه لیسانس هستند که متأسفانه حتی یک استاد زن در این دانشگاه حضور ندارد.!!

از جمله 69 نفر کادر علمی دانشگاه بامیان 13 استاد دارای درجه ماستری و 56 استاد دارای مدرک لیسانس هستند که سهم اساتید خواهر یک نفر ماستر و 5 نفر لیسانس هستند.

از مجموع 127 نفر کادر علمی دانشگاه خوست 7 استاد دارای مدرک دکترا، 19 استاد دارای درجه ماستری و 101 استاد دارای مدرک لیسانس هستند که در اینجا نیز سهم بانوان صفر است.!

در نمونه موجود (829 استاد) نسبت کادر علمی دارای مدرک دکتری کمتر از 6/1 درصد و نسبت کادر علمی دارای درجه ماستری 28 درصد و سهم اساتید دارای مدرک لیسانس بیش از 70 درصد می‌باشد که از این میان تنها 124 استاد خواهر یعنی 15 درصد کل اساتید در نمونه مورد بررسی استاد خواهر است که واقعا رقم بسیار ناچیز و اندک می‌باشد.!

باتوجه به آنچه ذکر شد، وظیفه فعلی و رسالت ملی آقای عبید در این مقطع تاریخی بسیار سنگین و قابل توجه است زیرا همانگونه که سرنوشت جوانان این مرزوبوم، در دستان این باغبان به ظاهر پرانرژی است؛ سرنوشت و آینده کشور در دستان این جوانان و نوباوگان علمی است که برایند هردو فرایند یا باعث شکوفایی و بالندگی آنان گشته یا موجب پرپر شدن و پایمال شدن آمال و آرزوی آنها و در نتیجه سرنوشت کشور در ابعاد گوناگون می‌گردد، که قضاوت نهایی را در این مورد مردم و تاریخ این مرز و بوم خواهد کرد که در صورت کوتاهی و تسامح آن زمان برای جبران چه دیر خواهد بود.!

افغانستان/ هرات 12 حمل 1391