جنرال
اخیرا شورای امنیت ملی کشور جنرال دوستم را متهم به خیانت ملی نموده و به سارنوالی معرفی کرده است. حال این پرسش مطرح است که چرا در این مقطع زمانی یکی از سران جبهه ملی (مخالفان اداره کرزی) متهم به خیانت ملی و در نتیجه محکوم به حذف سیاسی و فیزیکی از جامعه افغانستان میگردد؟.
در پاسخ این پرسش میتوان به چند فاکتور مهم اشاره کرد که جنرال دوستم و سپس دیگر رهبران اپوزیسیون از جمله حاج محمد محقق و احمد ضیا مسعود در مرحله دوم و سوم اتهام زنی قرار خواهند گرفت. حال این سؤال مطرح است که سران جبهه ملی با تمام تجربیات اشتباه آمیز گذشته از جمله حمایت از آقای کرزی در دومین انتخابات ریاست جمهوری و انتصاب آقای کرزی به عنوان رئیس جمهور (چون براساس قانون شخص برنده انتخابات معرفی میگردد که حداقل بیش از نصف آرا به خود اختصاص بدهد در حالی که آقای کرزی واجد کمتر از نصف آرا بود) چرا اینک به عنوان خار چشم اداره فعلی و تیم آقای کرزی قرار دارند؟ آیا این عالی جنابان متوجه اشتباه استراتیژیک خود گردیده و اینک درصد جبران آن اشتباه هستند یا به دنبال رسیدن به نان و نوا و استفاده ابزاری از نام ملیتهای منسوب به آن میباشند؟
گذشت زمان پاسخ این پرسش را خواهد داد، اما گویا مسأله مد نظر جبهه ملی که همان تبدیل نظام ریاستی به پارلمانی و اداره کشور بر اساس خواست مردم در قالب چند ایالت و در نتیجه اداره کشور بر اساس نظام فدرالی، خواب را از چشم تمامیت خواهان و قدرت طلبان بگونهای ربوده است که حتی در متن پیمان استراتیژیک افغانستان و آمریکا نیز حمایت دولت آمریکا از نظام ریاستی خواسته شده است.
براساس قراین و شواهد موجود، تیم تمامیت خواه اطراف آقای کرزی از چند ترفند برای تضعیف و شکاف در بدنه جبهه ملی استفاده میکنند که عبارتند از:
1- حذف و ترور فیزیکی سران جبهه ملی که ترور نافرجام حاج محمد محقق در بامیان به دست عوامل مرتبط با اداره حاکم، در این راستا صورت گرفت و سر آغاز نامیمونی است برای انجام ترورهای سازمان یافته دولتی در آینده نه چندان دور.
2- ایجاد تنش ساختگی و برانگیختن احساسات قومی و ملیتی از طریق توهین به برخی از اقوام و نسبت سازی و حداکثر سازی بسیار ناشیانه درصد اقوام به گونهای که درصد اقوام غیر پشتون در حدود 27 درصد تقلیل داده شده است، از طریق انتشار و چاپ دو عنوان اثر چالش برانگیز و موهن (اطلس اتنوگرافی اقوام غیر پشتون و چاپ جدید دایره المعارف آریانا) توسط اکادمی به اصطلاح علوم در ماههای اخیر با حمایت پیدا و پنهان تیم آقای کرزی، با هدف تضعیف جبهه ملی صورت گرفته است.
3- متهم کردن جنرال دوستم به خیانت ملی توسط اداره امنیت ملی و سپس تأیید غیر رسمی و زیرکانه آن توسط آقای کرزی و سپس ارسال نامه وزارت دفاع ملی به جنرال مبنی بر ممنوعیت فعالیت سیاسی ایشان،
همه این فعل و انفعالات در راستای تضعیف و حذف سیاسی و فیزیکی رهبران اپوزیسیون و در نتیجه حفظ تاریخی قدرت بلا منازع و پالیسی دراز مدت برای سالهای بعد از 2014 برنامه ریزی و پلان گذاری گردیده است.
شاید در روزها و ماه های آینده افراد بیشتری از سران و مرتبطین جبهه ملی به اتهام خیانت ملی و زمینه سازی برای ترور و حذف فیزیکی آنان انجام شود که در این راستا و هدف حتی میتوان از گروه طالبان و گروه تروریستی حقانی به عنوان ابزار و وسیله دستیابی به مقاصد مورد نظر مورد استفاده قرار گیرد.
در این نبشته کوتاه چند سؤال مطرح است که افکار عمومی خواستار پاسخ صریح روشن به آن میباشد:
اول؛ با چه دلایل و اسبابی روشن و صریح یک شخصیت ملی متهم به خیانت ملی و تهدید به حذف سیاسی و فیزیکی از صحنه افغانستان میگردد؟
دوم؛ خیانت ملی در فرهنگ تیم تمامیت خواه چه مفهوم و معنایی دارد که همیشه مخالفان خود را به آن یدک می بندد و انگ میزند؟
سوم؛ راستی حیف و میل بیش از 50 درصد از 70 میلیارد کمکهای خارجی توسط گروههای امنیتی و اقتصادی خانواده تیم حاکم در مدت دوازده سال و تبانی و شراکت غیر شفاف با برخی از شرکتهای خارجی برنده استخراج معادن و منابع زیر زمینی و متضرر ساختن توده مردم افغانستان، خیانت ملی نیست! اما پیشنهاد استخدام کارگران محلی و بیکار حوزه نفتی آمو دریا توسط شرکت برنده خیانت ملی است؟ اما انتقال افراد از آن سوی خط دیورند توسط شرکت وطن گروپ (شریک غیر رسمی شرکت برنده و وابسته به نزدیکان آقای کرزی) به بهانه کار در حوزه نفتی آمو دریا و اشغال مناطق شمالی خدمت ملی است نه خیانت ملی!
چهارم؛ چگونه افرادی که با بهانه تحقیق علمی سخیفترین و زشت ترین اوصاف را در راستای ایجاد سازمان یافته تنش و اختلا
ف میان اقوام و ملیتهای ساکن در افغانستان نسبت به یک قوم به کار میبندند، خیانت ملی نیست، اما اعتراض در مقابل این پرو پاگند در فرهنگ تیم حاکم تیشه بر ریشه وحدت ملی میزند و نباید رسانهای شود؟ پس وحدت ملی خوب است تا جای که به نفع تیم حاکم و اطرافیانش باشد در غیر این صورت باید فاتحه وحدت ملی را خواند!
13/4/1391
بنام آفریننده اندیشه ها